تحولات منطقه

مقدس نماهای متحجر و روشنفکران غربگرا، دو لبه یک قیچی هستند که میخواهند رگ حیات سیاسی، اجتماعی، فکری، اعتقادی و اقتصادی مردم ایران را قطع کنند. امام خمینی(ره) در دوران حیات سراسر مبارزه اش لحظه ای از مصاف با این دو گروه دست نکشید

مصاف بی‌امان امام(ره) با مقدس‌نماها و شبه‌روشنفکران
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

شبهاتی که شبه روشنفکران درباره مبانی اعتقادی مسلمانان مطرح می‌کنند و روش‌های متحجرانه‌ای که خشکه مقدس‌های نادان به عنوان دین در معرض دید عمومی قرار می‌دهند، دو دام مهلک بر سر راه کسانی است که می‌خواهند با تمسک به اسلام اصیل، راه خود را در تاریخ باز کنند و سعادتی را که پروردگار به آنها وعده داده‌است، به دست آورند. امام خمینی(ره) با آگاهی از این موضوع، نسبت به هر دو گرایش واکنشی قاطع نشان می‌داد. از یک سو، حاضر به مماشات با شبه روشنفکرانی که مبانی اسلام را بازیچه هوا و هوس خود می‌کردند، نمی‌شد و از سوی دیگر، در برابر متحجرانی که با برداشت‌های نادرست از آموزه‌های دینی، چهره‌ای ناموزون و گاه زشت از دین اسلام در برابر دیدگان جهانیان قرار می‌دادند، به هیچ وجه اهل اغماض نبود. تجلی این روش در سیره روح‌خدا، از فرزندان انقلاب اسلامی، انسان‌هایی ساخت که می‌خواستند مصداق بارز آیه شریفه «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاس‏»(بقره-143) باشند. بی‌تردید این درس بنیادین، برای آیندگان نیز راهی روشن را ترسیم می‌کند و توجه به آن، از اهمّ ضرورت‌هاست و چه مناسبتی برای طرح آن، بهتر قرار گرفتن در آستانه سالروز عروج ملکوتی امام امت. در یادداشت پیش رو، برآنیم تا مصدایقی از هر دو رویکرد امام خمینی(ره) را در زندگی سراسر مبارزه و مجاهدت او بیابیم.

صریح با شبه روشنفکران

ورود حضرت امام(ره) به عرصه تقابل با شبهات شبه‌روشنفکران به ایام جوانی ایشان باز می‌گردد؛ هنگامی که علی‌اکبر حکمی‌زاده با نوشتن کتاب «اسرار هزار ساله»، هجمه‌ای بی‌سابقه را به اعتقادات شیعیان آغاز کرد. امام(ره) با نگارش کتاب مشهور «کشف‌الاسرار» در مقام پاسخگویی مستدل به وی برآمد و حاصل قلم ایشان، مخاطبان بسیاری یافت که از خواندن سطر سطر آن کلام عقلانی و الهی، آرامش می‌یافتند. امام خمینی(ره)، پس از آغاز نهضت نیز، همین مشی را دربرابر جریان‌های شبه‌روشنفکری در پیش گرفتند. نقد ایشان بر چنین افکار، مستدل و با تکیه بر منطقی محکم بود. هنگامی که در بحبوبحه مبارزات طی دهه 40 و 50، برخی گروه‌های به ظاهر مسلمان، بر طبل نبرد مسلحانه می‌کوبیدند و افکار مارکسیستی را با لعاب آیه و حدیث به خورد جوانان پاکدل می‌دادند، امام(ره) به صراحت از تأیید آنها خودداری کرد و حاضر به مماشات دربرابر انحرافات فکری و شبهاتی آنها مطرح می‌کردند نشد؛ ولو این‌که شاید قدرت سلاح آنها می‌توانست عاملی موقت برای پیشرفت نهضت باشد. در جریان وقایع سال 1360 و اغتشاش جبهه ملی درباره موضوع «لایحه قصاص»، امام(ره) بی‌هیچ مماشات، قائلان به نسخ احکام قرآن را «کافر» نامید و از تمام کسانی که عنوان مسلمانی را با خود یدک می‌کشیدند، اما سنگ شبه‌روشنفکران را به سینه می‌زدند، خواست تا راهشان را از این افراد جدا کنند: «خوب چرا حسابتان را جدا نمی‏کنید؟ من حالا باز عرض می‏کنم به شماها حسابتان را جدا کنید. به مجرد این‌که کمونیست‌ها هم به ضد اسلام است، آقایان از کمونیست‌ها هم دعوت کردند که بیایید، بیایید با هم باشیم! خوب، «جبهه ملی» تکلیفش معلوم است؛ آن‏ صریحاً به ضد اسلام قیام کرده؛ اما شمایی که مسلمان هستید و هیچ گاه نمی‏خواهید به ضد اسلام قیام کنید، چرا این قدر هواهای نفسانیه زیاد شده است که نمی‏فهمید دارید چه می‏کنید؟ ... می‏گویید که قصاص، این قانون واضح اسلام، این قانون ضروری اسلام، این قانونی که قرآن به آن تصریح کرده است، این قانونی که مصلحت و امنیت کشور را تأمین می‏کند، شما این را یک قانون «غیر انسانی» می‏دانید. شما از ریشه هایتان خراب بودید! ... در مقابل این‌ها بگویید این امری که گفتند این‌ها، کفر است. این‌که کسی بگوید حکم خدا «غیر انسانی» است، اسلام غیر انسانی است، این کافر است.» (صحیفه‌امام(ره)، ج14، صص 455 -458)

بی‌پرده با متحجران

واکنش امام خمینی(ره) در برابر مقدس‌نماهای جاهل نیز، به اندازه شبه‌روشنفکران، صریح و بی‌اغماض بود. هنگامی که نظام جمهوری اسلامی مستقر شد، گروهی از متحجران گمان می‌کردند که می‌توانند با بهانه برپایی حکومت اسلامی، برداشت‌های واپس‌گرایانه خود را از اسلام، به جامعه دیکته کنند. این قضیه به ویژه در مورد فعالیت جریان‌هایی مانند «انجمن حجتیه» و نیز سر و صداهای ناشی از برخی احکام مانند حکم بازی شطرنج یا حلال بودن خاویار، به وضوح دیده می‌شد. امام بی‌هیچ مماشاتی با چنین رویکردهای متحجرانه‌ای به مبارزه برخاست. واقعیت آن است که دغدغه حضرت امام(ره) نسبت به حضور چنین جریان‌هایی، به ویژه در حوزه‌های علمیه، بسیار بیشتر از دیگر زمینه‌های نفوذ بود. جلوه این نگرانی را می‌توان در فرازهای مختلف «منشور روحانیت» که در واپسین ماه‌های حیات پیرجماران به رشته تحریر درآمده‌است، مشاهده کرد: «روحانیون وابسته و مقدس‌نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزه‏های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عده‏ای با ژست تقدس‌مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‏زنند که گویی وظیفه‏ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق در حوزه‏های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه‏ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، این‌ها مروّج اسلام آمریکایی‏اند و دشمن رسول ا... .»(صحیفه‌امام(ره)، ج 21، ص278) امام(ره) در پاسخ به پرسشی فقهی که سئوال کننده در آن مقتضیات زمان را در نظر نگرفته و به ارائه ادله متحجران در این زمینه پرداخته‌بود، ضمن گلایه از چنین رویکردی، نوشت: «شما خود می‏دانید که من به شما علاقه داشته و شما را مفید می‏دانم، ولی شما را نصیحت پدرانه می‏کنم که سعی کنید تنها خدا را درنظر بگیرید و تحت تأثیر مقدس نماها و آخوندهای بیسواد واقع نشوید، چرا که اگر بنا است با اعلام و نشر حکم خدا، به مقام و موقعیتمان نزد مقدس‌نماهای احمق و آخوندهای بی‌سواد صدمه‏ای بخورد، بگذار هرچه بیشتر بخورد.» (صحیفه‌امام(ره)، ج 21، ص 152)

دو روی یک سکه

نکته بسیار مهمی که در اندیشه خمینی بزرگ قابل توجه و یادآوری است، دو روی یک سکه فرض کردن شبه‌روشنفکران و مقدس‌نماهاست. امام(ره) ضمن سخنرانی‌های متعدد، به این مسئله مهم اشاره کرده‌است. یک بار فرمود: «آن آدم مقدس‌مآبی که تسبیح هم دستش گرفته است و می‏گوید به اسلام هم من خدمت می‏کنم؛ این مقدس مآب را چه باید بکنیم؟ این طایفه منافقین هم که نمی‏شود با آنها کاری کرد. اسلام از صدر، از اولی که اسلام پیدا شده تا حالا، مبتلای به این جمعیت هست و حل مسئله این‌ها مشکل‌تر از هر مسئله‏ای است برای اسلام و مسلمین. اشخاصی که فریاد برای اسلام می‏زنند و می‏زدند و از ملیت و از اسلامیت و از این‌ها می‏گفتند. بعد معلوم شد که این آقا که این قدر اسلام‌مآب است و این‌قدر ملی است، رابطه دارد با آمریکا. بعضی از این روشنفکرهای ما این طوری‏اند؛ منافق‏اند.‏»(صحیفه‌امام(ره)، ج11، ص 234) امام(ره) در جریان ماجرای اعتراض جبهه ملی به «لایحه قصاص» نیز، این موضوع مهم را مد نظر قرار داد و خطاب به حاضران گفت: «آن‌هایی که در این راهپیمایی می‏خواهند شرکت کنند، یا اظهار این را کردند که شرکت بکنند، یا تأیید کردند این شرکت را، یا مردم را دعوت کردند به این شرکت، اگر بدانند که محتوای این معنا چیست، وای به حال ملتی که ملی هایشان این باشد و متدینینی هم که اظهار تدیّن می‏کنند، آن باشد، و سرانشان هم این!»(صحیفه امام(ره)، ج 14، ص 452)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha